آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
زندگی پرماجرا
عاشق این ساعت های دقیق اومدن قطارا هستم رو بلیط نوشته 20:55 بعد قطار 10 اومد حالا اینا به کنار قطارش به قدری سرد بود که به فیریزر گفته بود زکی خلاصه تا رسیدم قندیل زدم خیلی وقته چیزی ننوشتم نمیدونم چرا حسش نمیاد دلم واست تنگ شده بود وبلاگ جون چهار شنبه 10 آبان 1391برچسب:, :: 8:38 :: نويسنده : تنها
آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،
امروز همه وسایلم که همه خاطره هام همه لحظه ها و ساعت ها و ثانیه هایی که با اونا تو این 4سال گذروندم رو تو 2ساعت جمع کردم تموم شددددددددددددددددددد وای که هرکار میکنم واسم سخت فراموش کردن لحظات شیرین و لحظات سخت اون دوران عاشققققققققققققققققققققققققققق اون دوران بودم و هستمممممممممممممممممممممممممممممم تمام
|
|||
![]() |